تبليغاتX
شکر ایام

شکر ایام

کتابخانه

 چند روز پیش برای یه کاری رفته بودم دفتر یکی از استادهای دانشکده. بعد از اینکه کارم رو انجام دادم و صحبتمون تموم شد، استاد ازم پرسید کجایی هستی. بعد از اون هم اسم شهر و دانشگاهی که توش درس می خوندم رو پرسید و وقتی بهش گفتم دانشگاه شریف یه لبخندی زد و گفت که چند وقت پیش یکی از دانشجوهای دانشکده برق شریف به من email زده و گفته بود که فلان کتابت رو من نتونستم پیدا کنم، میشه شما برام یه نسخه اش رو بفرستی! و بعد هم گفت که من براش فرستادم، و الان اون تنها نسخه از اون کتاب تو ایرانه!!!!

 من هم که می دونستم اون کتاب خیلی تخصصی نیست و بعیده که تو ایران نباشه بهش گفتم: دانشگاه ما از خیلی جهات کمبود داره ولی من یادم نمیاد که در دوره لیسانس کتابی رو لازم داشته باشم و نتونم تو کتابخونه پیداش کنم و واقعا بعید می دونم که کتاب شما اونجا نباشه. خلاصه یه جوری سعی کردم سر و ته قضیه رو هم بیارم که نه اون دانشجوی برق دروغگو از آب در بیاد و نه به ساحت کتابخونه دانشکده ریاضی توهین بشه.

بعد از اون هم رفتم کتابهای اون استاد رو توی کتابخونهای ایران چک کردم. 4 تا از کتابهاش رو تو کتابخونه دانشکده ریاضی شریف و 8 تا از کتابهاش رو تو کتابخونه مرکز تحقیقات پیدا کردم! حالا به نظر شما از دانشکده برق اومدن به دانشکده ریاضی معقول تره یا email زدن به نویسنده کتاب!؟ جالبه بدونین که من حداقل دومین نفری هستم که اون استاد این جریان رو براش تعریف کرده!

و اما دلیلی که باعث شد این چیزا رو بگم....

ماشاالله تو کشور ما همه ایده پردازن و هر کودوم از اون ایده ها هم برای اینکه ملت دیگه رو از ماها متنفر کنه کافیه. درسته که چشم و گوش اکثر مردم کشورها رسانه هاشونه و رسانه ها هم اکثرا از یه تفکر استکباری تبعیت می کنن و لذا طبیعیه که هر روز یه بامبولی سوار کنن تا بر علیه یه کشوری مثل ایران بکار ببندن، ولی همونطور که گفتم این دید نسبت به کشورها فقط مربوط به عوام می شه و نه خواص. خواص از خواص تاثیر می گیرن، یه دانشگاهی از یه دانشگاهی تاثیر می پذیره. یه دانشگاهی می دونه که اگه مثلا یه وزیر تو ایران صبح از خواب بیدار شد و یه نظریه بی ربط داد، اون حرفا لزوما نشون دهنده طرز فکر همه ایرانی ها نیست. ولی اگه منی که دانشجو هستم یه کار بی ربط انجام بدم یا یه حرف پرت و پلا بزنم، توی نظر بقیه در مورد ایران واقعا تاثیر می ذاره. این رو اول به خودم می گم و بعد به دوستانی که خارج از کشور درس می خونن یا به هر نحو دیگه با دانشجوها یا استادهای غیر ایرانی  ارتباط دارن. ما واقعا می تونیم کاری کنیم که اینها در نظراتشون نسبت به ایران تجدید نظر کنن. لازم نیست به کسی دروغ بگیم، فقط واقعیت رو بگیم. نه اینکه خودمون هم تبدیل بشیم به آدمی که باعث بیشتر شدن ذهنیت منفی اونها نسبت به ایران می شه.

 

**********************************************************

 

واین هم دو تا از عکسهای دوربینی که خریدم. چون کیفیتشون خوب بود حیفم اومد خیلی کوچیکشون کنم و اینجا بذارمشون و فقط لینکشون رو می ذارم که اگه خواستین ببینین.یکیشون یه عکس از پنجره اتاقمه که رو به Charles River باز می شه ودومی هم از یه سنجابه توی Park Street.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 21 بهمن1384ساعت 23:51  توسط سلمان  | 

رآکتور هسته ای

سوال: اگه یه روز رفتین دانشگاه و دیدین که 60 درصد افراد دور و برتون چشم بادمی هستن چه نتیجه ای باید گرفت؟                                                                                                                       جواب: هیچ نتیجه خاصی نمی شه گرفت، این اتفاقیه که هر روز می افته!

 

سوال: اگه یه روز رفتین دانشگاه و دیدین که 100درصد افراد دور و برتون چشم بادمی هستن چه نتیجه ای باید گرفت؟                                                                                                                 جواب: نتیجه ای که می شه گرفت اینه که احتمالا اون روز تعطیله، چون در روزهای تعطیل فقط چشم بادمی ها میرن دانشگاه!

 

سوال: اگه یه روز رفتین دانشگاه و دیدین که 100درصد افراد دور و برتون چشم بادمی هستن و همه دارن به یه جهت میرن و اون جهت هم مخالف جهت main building دانشگاه است چه نتیجه ای باید گرفت؟

 

جواب: جواب این سوال سخته و برای پیدا کردن جوابش باید شما هم در همون جهت حرکت کنین تا به یکی از تالارهای اصلی دانشگاه برسین، بعد برای اینکه روی دوستان چینی رو در دودره بازی کم کنید و نشون بدین که ایرانی ها هم در این زمینه دستی بر آتیش دارن، بدون اینکه بلیط داشته باشین وارد سالن بشین، و خلاصه جشن سال نو چینی ها رو با اونها جشن بگیرین. ولی سعی نکنید که مدت زیادی اونجا بمونین. چونکه برنامه هاشون جاذب که نیستن هیچی، دافع هم هستن. مثلا گروه کر پنجاه نفرشون از گروه سرود کودکستان هم ناهماهنگ تره! والا من نمی دونم ولی یکی از دوستان می گفت که این برادران چینی اینقدر زبونشون خفنه که هر قدر هم بخوان آهنگینش کنن چیزی معقولی از آب در نمیاد!

 

واما حکایت تقویم چینی...

ظاهرا تقویم چینی هم قمریه و هم شمسی (lunisolar calendar). در واقع توی تقویم چینی مثل همون ماه های قمری، ماه های سال بر اساس گردش ماه دور زمین مشخص می شن ولی برای تعیین یک سال، از گردش زمین به دور خورشید استفاده می کنن. اینجوری هرسال، بین سال قمری (که همون 12 ماه قمریه) و سال شمسی (یک گردش زمین دور خورشید) 10-12 روز اختلاف بوجود میاد که توی تقویم چینی برای جبرانش هر چند سال یک بار سال رو بجای 12 ماه، 13 ماه در نظر می گیرن. بخاطر همینه که سال نوی چینی ها و سال نوی میلادی همیشه چند روز با هم فاصله دارن. در ضمن امسال برای چینی ها سال سگه!

 

********************************************************

 

واما بنده به همراه تعدادی از همکارانم در آژانس بين المللی انرژی اتمی از تاسیسات هسته ای MITبازدید کردم و گزارش خودم رو به محمد دادم. اینها خیال کردن می تونن این چیزها رو از چشمان تیز بین بازرسان آژانس پنهان کنن. باورتون می شه که این در ورودی رآکتور هسته ای MITباشه؟ حداقل چهار بار از جلوی در گذشتم تا فهمیدم همینه!

 

 

 

 

 

ولی همینجا اعلام می کنم که فعالیتهای این مرکز کاملا در جهت اهداف صلح آمیز برنامه ریزی شده و حداقل دو نفر از بچه های بسیجی منطقه 20 بوستون به عنوان محقق اونجا کار می کنن که خدایی نکرده این برنامه ها از اهداف صلح آمیز خودشون خارج نشن، بنابراین خیالتون راحت!  

 

********************************************************

 

یکی از دوستان لطف کردن و یک عکس جدید به پروژه کارتون ها اضافه کردن که ازشون واقعا تشکر می کنم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 بهمن1384ساعت 23:59  توسط سلمان  | 

کارتون

 کلاسهای MIT هنوز شروع نشده و ما دو سه هفته دیگه علافیم.حالا کی می گه که MIT جای خر خونیه!؟ در واقع این روزها رو بهش می گن Independent Activities Period) IAP ) خیلی با کلاسه نه!؟ تو این مدت که حدود 4 هفته است، انواع و اقسام کارها و کلاسها برگزار می شه. از کلاسهای درسی مثل زبان و فیزیک و اینجور چیزها گرفته تا آموزش گلدوزی! و کلاسهای ورزشی و انواع و اقسام سخنرانی علمی و فرهنگی و تاریخی و ....خلاصه هر چیزی که به فکرتون برسه این دوستان براش یه دوره گذاشتن.  حتی یکی از رفقا می گفت که تو یه برنامه شرکت کرده بود که توش یاد می دادن که چه جوری ناقوس کلیسا بزنن!

برو بچ Persian Student Association)PSA) هم یه سری سخنرانی در مورد زبان و فرهنگ ایران گذاشتن که دستشون درد نکنه. تا حالا دو تا از سخنرانی ها انجام شدن که واقعا خوب بودن و یکی دیگش هم هفته آینده است. فکرش رو بکنین که یه نفر بیاد در مورد عشق در مثنوی و غزلهای فارسی صحبت کنه و وسطش هم تیکه های فارسی بیاد طوری که همه شک کنن که یارو ایرانیه و بعد هم هندی از آب در بیاد!

در این روزها من هم علاوه بر علافی های همیشگی مشغول فیلم دیدن هم  هستم! و هفته ای سه چهار تا فیلم می بینم.این فیلم ها هم شامل فیلم های جواد می شن و هم فیلم های تاریخی و فلسفی. شما هم اگه فیلم خاصی رو توصیه بکنین ممنون می شم.

 

******************************************************

 

دیروز یه سری به حساب بانکیم زدم و دیدم که ... اوه  اوه. عجب وضعیه. آخه یکی به اینا نمی گه بابا این کلاسها رو شروع کنید. فکر کنم اگه تعطیلات یه ماه دیگه طول بکشه من پولهام رو تا سه ماه آینده کاملا خرج کنم. فرهنگ مصرف گرایی غربه دیگه! همش تبلیغ می کنن بخرین بخرین. ما هم صاف و ساده، نتیجه اش همین می شه دیگه!

ولی گذشته از این حرفا اخیرا یه دوربین عکاسی خریدم خدا، البته هنوز به دستم نرسیده ولی اینجور که اوصافش رو خوندم باهاش می شه از یه مگس در حال پرواز عکس پرسنلی گرفت! حالا وقتی به دستم رسید بهتون ثابت می کنم.

 

******************************************************

 

و اما بالاخره با تلاش و کوشش فراوان متخصصین داخلی و تلاشی شبانه روزی به مدت یک ماه و نیم( با علافی های بسیار زیاد)  پروژه ای که برای خودم تعریف کرده بودم به انجام رسید. از اونجایی که این پروژه در ابعاد بسیار بزرگی انجام شده و نتایجش هم خیلی زیاده اونها  رو همینجا نمی ذارم ولی می تونین اینجا نتایجش رو ببینین. اگه به کارتون های زمان بچگی علاقه مندین حتما خوشتون میاد، یه نگاهی بهش بندازین.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 بهمن1384ساعت 0:2  توسط سلمان  |