خوب بالاخره مسافرت و خوش گذرونیها هم تموم شد و یه وقتی واسه نوشتن پیدا شد. جای شما خالی تو این چند روز گذشته حسابی حال کردم. اول از همه مسافرت نیویورک بود که تبلیغش رو کرده بودم. روز اول با برنامه ریزی دقیقی که کرده بودیم به هیچ جایی نرسیدیم! ساعت 4:30 می بایست سوار قایقهای مجسمه آزادی می شدیم ولی نشدیم! بعد از اون دست از پا درازتر توی "خیابون دیوار" یه قدمی زدیم و بعد رفتیم "میدان زمانها". بعد از اون هم توی رستوران پرسپولیس شام خوردیم. می خواستیم Empire state building رو هم ببینیم ولی برخلاف چیزی که توی سایتشون خونده بودیم اون موقع اونجا بسته بود! خلاصه خسته و کوفته برگشتیم هتل. خوشبختانه هتل هم تخت داشت و هم سقف!

روز دوم وضعیت خیلی بهتر بود. اول برنامه های عقب افتاده مجسمه آزادی و Empire state buildingرو رفتیم. بعد از اون هم برنامه شاهکار "دریاچه قو". در موردش فقط این رو بگم که اگه فرصتش رو دارین از دستش ندین.

روز بعد رو هم کامل پرینستون بودیم و فرداش از دوباره رفتیم نیویورک و تا موقع برگشت Metropolitan museum بودیم که خیلی عالی بود. شب هم برگشتیم بوستون.
یکی دو روز بعد 22 بهمن (4th of July) بود که خوشبختانه اهالی بوستون خیلی روش تعصب دارن و حسابی براش برنامه ریزی می کنن که بریزن بیرون و رو پرچم آمریکا بشینن و حال کنن! برنامه آتیش بازی بوستون تو این روز معروفه. یه فیلم از اون شب رو اینجا گذاشتم که اگه خواستین ببینین.

آخر اون هفته هم برنامه آبشار نیگارا بود. جاتون خالی، خیلی خیلی حال داد.

دیروز هم بالاخره استاد معظم رو برای اولین بار در یک ماه گذشته ملاقات کردم. اونهم در حالیکه بنده در math common room چای می نوشیدم و استاد معظم در حال حل جدول "زمانهای نیویورک" بود. این بود که مجبور شدم روی در وایسم و یه قرار باهاش بذارم!
+ نوشته شده در پنجشنبه 22 تیر1385ساعت 19:58  توسط سلمان
|
یه چیزی که از همون روزهای اولی که اومدم اینجا برام جالب بود دویدن ملت کنار رودخونه است. هر روز از ساعت 8 صبح تا زمانی که هوا کاملا تاریک بشه عده ای در حال دویدن هستن و این هم مستقل از آب و هوای اون روزه. چه دمای هوا 20- درجه باشه و چه بارون یا برف بیاد! برای مثال تقریبا هر روز می شه یه همچین صحنه ای رو دید که یه نفر در حال دویدن داره کالسکه بچه اش رو هل می ده که هم خودش ورزش کرده باشه و هم بچه اش یه هوایی خورده باشه! بین دونده ها هم همه جور تیپی می شه پیدا کرد. از جوونهای قبراق و هیکلی گرفته تا پیرمرد یا پیرزن هایی که حتی به زور راه میرن!
خلاصه دویدن و ورزش کردن واقعا به یه فرهنگ تبدیل شده و ملت به عنوان تفریح هم که شده دویدن رو توی برنامه هاشون قرار می دن. حتی روزهای یکشنبه هم قسمت هایی از Memorial Drive رو می بندن و به ماشین ها اجازه عبور نمی دن که ملت بتونن راحت ورزش کنن!

یه بار که با یکی از دوستان صحبت می کردم می گفت خیلی از اینهایی که می بینی کنار رودخونه می دوند، در واقع دارن خودشون رو برای Boston Marathon آماده می کنن. اینها مردم عادی هستن که براشون مهمه که ثابت کنن که می تونن 42.195 کیلومتر رو بدوند. Boston Marathon مسابقه خیلی معروفیه که بیشتر از 100 سال قدمت داره و در سومین دوشنبه آوریل هر سال برای گرامیداشت Patriot's Day برگزار می شه. اینهم آدرس سایت رسمی Boston Marathon .
*******************************************************
هفته دیگه بنده به مدت دو روز به همراه چند نفر از دوستان مخلص در پایتخت دنیا خواهیم بود. توی برناممون بازدید از Metropolitan museum، مجسمه آزادی و سازمان ملل هست. قراره یه برنامه "رقص باله دریاچه قو" رو هم بریم. بعد از نیویورک هم یه سر می ریم پرینستون، شاید هم فیلادلفیا. البته بعد از این مسافرت برای یه سفر دیگه هم برنامه ریزی می کنیم که این در مقابل اون سوسکه! ولی جاش رو نمی گم که دلتون خیلی نسوزه! از درس و مشق هم خبری نیست. من نمی دونم کی گفته MIT جای خرخونیه، مگه نمی بینید اینجا هتله!

+ نوشته شده در پنجشنبه 1 تیر1385ساعت 22:56  توسط سلمان
|