تبليغاتX
شکر ایام - خواب

شکر ایام

خواب

با عرض معذرت این پست یه هفته ای دیر شد. یه مقدار سرم شلوغ شده بود. بخاطر همین بذارین یه جریان جالب براتون تعریف کنم. چند روز پیش برای صحبت کردن با استادم گفتم مرام بذارم و قبل از رفتن پیشش ازش یه وقت بگیرم. خلاصه سر موقع رفتم اتاقش. یه نفر دیگه پیشش بود. "اه..بار آخره که ازش وقت قبلی می گیرم." نیم ساعت بعد یارو رفته بود. یه سلام احوال پرسی کردیم و نشستیم دور میز که با هم صحبت کنیم. قلم و کاغذ رو گرفتم دستم و مشغول نوشتن و تعریف یه سری داستان شدم. ده دقیقه ای طول کشید تا حرفام تموم شد. بعد سرم رو از روی کاغذ برداشتم تا نظر حضرت استاد رو در مورد ایده هام بدونم.....

چشمان استاد بسته بود و سرش رو به پشتی صندلی تکیه داده بود! استاد! استاد! استاااااااااااااااااااد!

****************************************************

صحنه اول:

توی اخبار دانشگاه می خونید که یه استاد به خاطر اعتراض به اینکه بهش tenure ندادن قراره  روزه بگیره.

صحنه دوم:

یه email از طرف یکی از معاونین دانشگاه می گیرین که توش تاکید شده که tenure نگرفتن این استاد هیچ ربطی به رنگ پوستش نداره. اون استاد سیاه پوسته.

صحنه سوم:

یه email دیگه دریافت می کنید که توش اعلام شده که جلساتی برای آگاهی دانشجویان از سیستم tenure گرفتن اساتید برگزار می شه. براتون جالبه، چون تعداد جلسات چهارتاست. بعلاوه اینکه زمان همشون کاملا مناسبه و هرکس که بخواد می تونه شرکت کنه. همگی بعد از ۵ بعد از ظهر. درصورتی که معمولا این تیپ جلسات ظهر برگزار می شن.

صحنه چهارم:

دانشکده هستین و می خواین برین خونه. توی راه از lobby 10 رد می شین. با یه سری panel یه راهرو مانند اونجا درست کردن که یه سری عکس از جنایاتی که سفیدپوستها توی آمریکا در حق سیاه پوستها مرتکب شدن نصب شده. عکسها واقعا فجیعن.

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 بهمن1385ساعت 16:1  توسط سلمان  |